


ودیگر زینب دخترچهارساله
شانه بدست، روبروی مادرنیست
اصلا مادرنیست !…
همین که دست قلم در دوات می لرزد
به یاد مهر تو چشم فرات می لرزد
نهفته راز «اذا زلزلت» به چشمانت
اگر اشاره کنی کائنات می لرزد…
خداحافظ ! مدینه
فاطمه(س) آرام چشمها را گشود و لحظه ای به سقف خیره شد. پدرش بود که او را به سوی خود خوانده بود. اما چه زیبا و فرح بخش! پیامبر(ص) را دیده بود، که در قصری که از دُرّ و مَرمَر سفید ساخته شده بود و تمامی فضا را روشن کرده بود، انتظار او را می کشید……
سوگنامه یاس
فاطمیه قصه گوی رنجهاست بهترین تفسیر سوز مرتضی است
فاطمیه شعر داغ لاله است قصه زهرای هجده ساله است
غروب گل محمدى
بمناسبت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
دیروز ، امروز، فاطمه زهرا(س)
دیروز زهرا(س) ، دخت نبی، عزیزهمگان بود محرم حریم نبی و ولی وکبریا بود
بهانه خلقت ، تاج سر مومنان بود درب خانه اش ضریح گلبوسه فرشتگان بود
بانوى بانوان
در سوگ عصمت کبرى، فاطمه زهرا(س)
«بعد از آن همه شهید، بعد از آن همه سفارش اکید، آن همه حدیث و آیه، وعده و وعید، اینک اهلبیت، مانده در کنار، بنگر این جفا به جاى آن وفا ،بنگر این ستم به جاى آن صفا ،چهره زمانه گشته شرمسار، شیعیان راستین فاطمه، دل شکسته، داغدار و چشمهاى اشکبار…»
دیدگاه های شما
به نکات زیر توجه کنید